دو سال گذشت
دو سال از عروج ناباورانه  برادرعزيزمان سالك زارعي.

گذشت، دست تقدير برادر عزيزمان، آن سرو قامت ما را از باغ زندگي جدا كرد و جز مشتي خاك بر ما باقي نگذاشت، سالي گذشت اما ذره اي از اندوه ما كم نگشت، هنوز به يادش اشك مي ريزيم تا شايد آرام گيريم و با حضور ياران، رفتنش را باور كنيم.

وقتي براي آخرين بار از پيش ما رخت بربستي، باورمان نمي شد فرشته اي پاك و معصوم با كوله باري انباشته از صبر و درد و مقاومت و ايمان، با قاصدك مرگ راه سفر در پيش گرفته اي! و اگر نبود امر خداوند مبني بر اين كه در فقدان عزيزان خود صبر پيشه كنيم، هر آينه بيم آن مي رفت كه آدمي در مصيبت جگرگوشگان خود سر از گريبان غم برندارد

پس تسليم به بارگاه الهي زيباترين تصميم است...