دو سال از عروج ناباورانه  برادرعزيزمان سالك زارعي.

دو سال گذشت
دو سال از عروج ناباورانه  برادرعزيزمان سالك زارعي.

گذشت، دست تقدير برادر عزيزمان، آن سرو قامت ما را از باغ زندگي جدا كرد و جز مشتي خاك بر ما باقي نگذاشت، سالي گذشت اما ذره اي از اندوه ما كم نگشت، هنوز به يادش اشك مي ريزيم تا شايد آرام گيريم و با حضور ياران، رفتنش را باور كنيم.

وقتي براي آخرين بار از پيش ما رخت بربستي، باورمان نمي شد فرشته اي پاك و معصوم با كوله باري انباشته از صبر و درد و مقاومت و ايمان، با قاصدك مرگ راه سفر در پيش گرفته اي! و اگر نبود امر خداوند مبني بر اين كه در فقدان عزيزان خود صبر پيشه كنيم، هر آينه بيم آن مي رفت كه آدمي در مصيبت جگرگوشگان خود سر از گريبان غم برندارد

پس تسليم به بارگاه الهي زيباترين تصميم است...

به نام حضرت عشق
با عرض سلام خدمت همه ی دوستان ارجمند ،جا دارد از عزیزانی که با ارسال
ایمل های زیبا و پند آموز همواره سعی دارند با وجود تمام مشکلات جامعه /
اما با نگاه زیبا و مثبت مسیر پیمودن زندگی را برای دیگر دوستان خود
آسان وزیبا نشان بدهند قدردانی کنم. بنابراین این نوشته را تقدیم می کنم
به گروه آزاد اندیش و روشنفکر کاریزما
خدایا عقیده ی مرا از دست عقده ام مصون بدار .(دکتر شریعتی)
فقط چند دقیقه تفکر در خصوص اینکه چه عملی از ما انسانها خدا را بیش از
همه به تعجب وا می دارد؟ می تونه این جوابها را به همراه داشته باشه.
1- اینک تمام دوران کودکی را در آروزی بزرگ شدن بسر می بریم و دوران پس
از آن را نیز در حسرت بازگشت به کودکی می گذارانیم.
2- اینک ما سلامتی خود را فدای مال اندوزی می کنیم و سپس تمام دارایی خود
را صرف بازیابی سلامتی می کنیم.
3- اینک ما بقدری نگران آینده ایم که حال را فراموش می کنیم در حالی که
نه حال را داریم و نه آینده را
4- اینک ما طوری زندگی می کنیم که گویی هرگز نخواهیم مرد و چنان گورهای
ما را گردوغبار فراموشی در بر می گیرد که گویی هرگز زنده نبوده ایم.
پس بیاموزیم:
- که مجروح کردن قلب دیگران بیش از دقایقی طول نمی کشد. ولی برای التیام
بخشیدن آن به سالها وقت نیاز است.
- هرگز نمی توان کسی را مجبور کرد تا ما را دوست داشته باشد زیرا عشق و
علاقه دیگران نسبت به ما آینه ای از کردار و اخلاق خود ماست.
- هرگز خود را با دیگران مقایسه نکنیم از آنجایی که هر یک از ما برحسب
شایستگی های خود مورد قضاوت و داوری قار می گیریم.
- و دوستان واقعی ما کسانی هستند که با ضعف ها و نقصان ما آشنایند اما ما
را همان گونه که هستیم دوست دارند.
و نکته طلایی اینکه داشتن چیزهای قیمتی و نفیس به زندگی ما بها نمی دهد
بلکه آن چه با ارزش است بودن افراد بیش تر در زندگی ما است.

9دروغ بزرگ درباره ازدواج‏





 

فقط بعد از اینکه چند سال از زندگی زناشوییتان گذشته باشد، خواهید فهمید که بخشی از تصوراتتان راجع به ازدواج و زندگی زناشویی، خیالات و تصورات غیرواقعی از زندگی بوده است و زندگی را نمی‌توان با شانس و رویاهای غیر واقعی ساخت.آیا شما هم تحت تاثیر یکی از این دروغها قرار گرفته‌اید؟
دروغ اول: عشق،کافی است!‏
واقعیت این است که عشق‌ورزی نمی‌تواند دلیل کافی برای شروع و ادامه یک زندگی زناشویی باشد. اگرچه که وجود عشق در زندگی ضروری است ولی این همه چیزی نیست که بتوان زندگی را برآن استوار کرد. عشق‌ورزی مطلق فقط در رابطه با کودکان کاربرد دارد و شما نمی‌توانید با این روش زندگی خوبی داشته باشید. شما در دنیایی زندگی می‌کنید که مدام استرس و اضطراب به همراه انواع مشغله‌های ذهنی در همه ابعاد زندگیتان سایه انداخته است. دردنیایی که شعارش این است که؛ عشق راه‌حل همه مشکلات زندگی است، شما فقط دچار رویاپردازی می‌شوید بدون اینکه بتوانید مشکلات و مسائل زندگیتان را حل کنید. تنها راه حل شما این اسن که از این رویاپردازی بیرون بیایید.‏
عشق به تنهایی نمی‌تواند زندگی شما را بسازد و شاید به همین دلیل است که گاهی با وجود علاقه‌ای که به همسرتان دارید،در زندگیتان شاد نیستید. عشق نمی‌تواند بنیان زندگی باشد.شما برای داشتن یک زندگی شاد و سالم به مجموعه‌ای از امکانات و لوازم احتیاح دارید و عشق فقط یکی از آنها است. اگر عاشق باشید صبر و تحمل بیشتری دارید و می‌توانید هیجاناتی را در زندگی زناشویی‌تان تجربه کنید. شما در زندگی به تفاهم،اخلاقیات، رفاه مالی و مشترکات فرهنگی نیز احتیاج دارید و عشق نمی‌تواند کمبودهای مالی، بی‌ادبی و گستاخی و تضادهای فکری‌تان را جبران کند. اگرچه که می‌تواند آنها را تا حدی قابل تحمل کند.‏

دروغ دوم: در زندگی زناشویی‌تان باید بگویید و بشنوید
در دنیایی زندگی می‌کنید که شما را تشویق می‌کنند تا درباره احساسات و نیازهایتان صحبت کنید اما یادتان نمی‌دهد که میان احساسات غلط و احساسات جهتدار و درست تفاوتی قایل شوید. تعداد کمی هستند که می‌دانند چگونه باید احساساتشان را کنترل کنند و چه زمانی آنها را ابراز کنند.در بیشتر اوقات حرف زدن درباره احساسات بدون ملاحظه این که احساسات شما چه تاثیری در شنونده می‌گذارد بیشتر از اینکه برایتان مفید باشد،آسیب زننده است. به شما توصیه می‌کنند که احساساتتان را بروز بدهید و درباره آنها حرف بزنید، اما یادتان نمی‌دهند که چگونه این کار را بکنید. شاید بهتر بود به جای این تبلیغ اشتباه و گول‌زننده به شما یادآوری می‌کردند که زندگی زناشویی نیاز به مهارت ارتباط برقرار کردن دارد. اگر یاد بگیرید که یک رابطه درست و منطقی با همسرتان برقرار کنید بسیار مفیدتر خواهد بود تا اینکه برای حل مشکلات و اختلافات زناشویی‌تان بدون اینکه شناخت درستی از طرف مقابل داشته باشید، فقط از احساسات و نیازهایتان بگویید.‏

دروغ سوم: آدمها واقعاً تغییر نمی‌کنند‏
اگر چه بسیاری از زوجهایی که باهم اختلاف دارند زمانی که می‌خواهند مشکلاتشان را حل کنند، ادعا می‌کنند که حاضرند کمی خودشان را تغییر دهند اما واقعیت چیز دیگری است.آنها می‌خواهند همسرشان تغییرکند. بسیاری از آنها مشکلات را از همسرشان می‌بینند. خیلی‌ها عمیقاً اعتقاد دارند که برای بهبود بخشیدن در روابطشان، هر دو طرف رابطه باید تغییر کنند، اما چنین تلاشی برای تغییر هر دو نفر کاملاً بیهوده است.‏
واقعیت این است که بسیاری از مردم روش اشتباهی را برای تغییر و بهبود روابطشان، انتخاب می‌کنند و زمانی که به نتیجه دلخواهشان نمی‌رسند می‌گویند «آدمها تغییر نمی‌کنند». شاید شما نیز از آن دسته کسانی باشید که از تغییر دادن خودتان می‌ترسید و به جای مواجهه از آن فرار می‌کنید. اما تغییر کار سختی نیست و شما نباید به خودتان دروغ بگویید. همه چیز به خواسته‌ی شما برمیگردد و اینکه چقدر خواهان این هستید که در خودتان و در زندگیتان تغییر ایجاد کنید. در مورد همسرتان هم همینطور است. او می‌تواند تغییر کند اگر واقعا چنین تصمیمی گرفته باشد.‏

دروغ چهارم: با ازدواج زندگی متفاوتی را شروع می‌کنید‏
شما ممکن است پس از ازدواج از پدر و مادرتان دور باشید، اما این دوری به این معنی نیست که ارتباط شما با آنها قطع شده است و هیچ تاثیری از حضور آنها در زندگیتان وجود ندارد. هر نگاهی که به زندگی دارید متاثر از نوع تربیت‌تان است. برخورد شما با مشکلات و مسائل زناشویی‌تان، نگاهی که به رابطه با همسرتان دارید و تعریفی که از این رابطه دارید همگی مبتنی بر تربیت خانوادگیتان است. در زندگی‌های سنتی که پدربزرگ یا مادربزرگ با فرزندانشان زندگی می‌کردند این تاثیرپذیری از بزرگترها کاملاً مشهود بود. اما امروزه،همه سعی می‌کنند تا فاصله‌شان را با پدر و مادرهایشان بیشتر حفظ کنند. با این پیش فرض که رعایت این فاصله مانع از دخالتهای بی‌مورد آنها در زندگی خانوادگی می‌شود. شاید شما پدر یا مادرتان را زیاد نبینید و رفت و آمد کمی با هم داشته باشید اما نمی‌توانید منکر نوع تربیت خودتان بشوید. به نظر می‌رسد که آنها مانند ریسمانی محکم به شما متصل هستند.‏
این مساله زمانی تعجب برانگیز است که شما سعی کنید روش زندگی متفاوتی از پدر و مادرتان داشته باشید. اگر شما مدام از سبک زندگی پدر و مادرتان انتقاد کنید و یا آنها را مسخره کنید و تلاش کنید تا به هر شکلی از آن فرار کنید، چه بخواهید و چه نخواهیدآسیب بیشتری خواهید دید، زیرا آنها از زندگیتان حذف نمی‌شوند.‏

دروغ پنجم: برای زندگی بهتر مسئولیتها را عادلانه تقسیم کنید‏
یکی از شعارهای ازدواجهای مدرن این است که همه مسئولیت‌ها زندگی باید عادلانه و بین زن وشوهر تقسیم شود. مسئولیت‌های کار در خارج از خانه، خانه‌داری و همه تصمیم‌گیری‌ها باید بین زن و شوهر تقسیم شود و هر کدام باید سهم خودش را ادا کند. در چنین تعریفی از وظایف زناشویی، مردان همسرشان را نیز مسئول هزینه‌های مالی خانواده می‌دانند و برای خرجهای زندگی به تنهایی تصمیم نمی‌گیرند و حتی زمانی که مشکل و مسئله‌ای پیش می‌آید هر دو نفر خود را مسئول و موظف می‌دانند. این سبک تقسیم عادلانه وظایف اگرچه مزایا و محاسنی دارد و مطابق با نوع زندگی امروزی است اما واقعیت این است که در این بین حقیقت مهمی نادیده گرفته می‌شود. مردان احساس می‌کنند در جایگاه درستی قرار نگرفته‌اند و کارهایی که میکنند نادیده گرفته میشود بنابر این به راحتی از زیر بار وظایفشان شانه خالی می‌کنند. در عین حال زنان گمان می‌کنند که بیش از توانشان برای زندگی وقت و انرژی می‌گذارند. زنان شاغل این دغدغه را دارند که باید به خانه بروند و به همسر و فرزندانشان رسیدگی کنند. در این بین فرزندان هم همیشه احساس می‌کنند که به اندازه کافی به آنها توجه نمی‌شود.‏
واقعیت این است که اگرچه این نوع ازدواج‌ها عادلانه توصیف می‌شوند اما اصلاً عادلانه نیستند. بسیاری از زنان شاغل مسئولیت بیشتری را به عهده میگیرند و همسرانشان معمولا وظایف خانه‌داری را فراموش می‌کنند. بسیاری از مادران شاغل به تنهایی مسئولیت امور خانه و فرزندان را به عهده می‌گیرند و کمترین همکاری و حمایت را از سوی همرانشان دریافت می‌کنند. به نظر می‌رسد هنوز راه زیادی تا تقسیم عادلانه همه وظایف میان زن و شوهر مانده است. مردان باید مسئولیت‌پذیرتر باشند و به تعهداتشان پایبندتر باشند. در غیر اینصورت این مساوات‌طلبی چیزی بیشتر از یک شعار و دروغ نخواهد بود.‏

دروغ ششم: بچه باعث استحکام زندگی است
اگر در زندگی زناشویی‌تان مشکل دارید و نمی‌توانید اختلافاتتان را حل کنید هرگز به این نصیحت غیرمنطقی گوش ندهید زیرا بچه‌ها می‌توانند تهدید بزرگی در این نوع زندگی باشند. شما نمی‌توانید به این امید که با بچه دار شدن مشکلات زندگیتان حل شود یک حیات دیگر را به خطر بیندازید. هرگز وسوسه نشوید که برای بهتر شدن زندگی زناشویی‌تان چنین تجربه خطرناکی داشته باشید. زمانی که با همسرتان اختلافات اساسی دارید و زندگیتان با تهدید، استرس و اضطراب و عدم تفاهم می‌گذرد، حتی به بچه‌دار شدن فکر هم نکنید. زیرا فقط به مشکلات‌تان اضافه می‌کنید. حتی در خانواده‌های ایده‌آل امکان اینکه فرزندان مشکلاتی را ایجاد کنند وجود دارد و اگر شما پیش از اینکه اختلافات زناشویی‌تان را حل کنید بچه‌دار شوید، یکی از بزرگترین اشتباهاتتان را مرتکب شده‌اید. اگر دوست دارید بچه داشته باشید و خانواده‌تان را بزرگتر کنید،ابتدا به دنبال حل مشکلاتتان باشید.یادتان باشد که مهمترین ویژگی پدر و مادر مسئولیت‌پذیری است. شما مسئول نیازهای روحی، معنوی و مادی فرزندتان هستید و زمانی که نتوانید پاسخگوی این نیازها باشید صلاحیت پدریا مادر شدن را ندارید.آینده یک انسان دیگر را با این خودخواهی که شاید زندگیتان بهتر شد به خطر نیندازید.‏

دروغ هفتم: مشکلات به مرور زمان حل می‌شوند
اگر در ابتدای ازدواج متوجه شدید که با همسرتان اختلافات اساسی دارید و به تفاهم نمی‌رسید منتظر نباشید تا زمان همه چیز را حل کند. از همان روزهای اول به دنبال راه حل باشید. یکی از نصیحتهای عامیانه این است که زمان همه چیز را حل می‌کند. این یک دروغ بزرگ است. زمان نمیتواند مشکلی را حل کند اگر خودتان نخواهید. نمی‌توانید به این امید که به مرور زمان اختلافات رنگ ببازند، آنها را نادیده بگیرید. اگر آنها را به حال خود بگذارید مشکلات بیشتری ایجاد خواهد شد.مشکلات حل نشده مثل زخمهای کهنه هستند اگر درمان نشوند روزی سر باز می‌کنند. پس به زمان دل نبندید.‏

دروغ هشتم: پدر و مادر بهترین مشاور هستند
فرقی نمی‌کند که مسائل زندگی زناشویی‌تان چقدر کوچک یا بزرگ هستند. اگر به دنبال مشاور و راهنما هستید کمی بیشتر تامل کنید و مشاور درستی انتخاب کنید.شاید در وهله نخست بخواهید با پدر و مادرتان مشورت کنید. اما این بهترین انتخاب نیست. پدر و مادرها عاطفی هستند و اولین واکنش آنها این است که حق با شما است و همسرتان اشتباه کرده است. حتی اگر آنها کاملاً منصف و منطقی باشند شما با این کار آنها را وارد مسائل زندگیتان می‌کنید و تصویر بدی از خودتان و همسرتان در ذهن آنها می‌سازید این نکته در مورد خواهر یا بردار و هر کسی از اعضای خانواده که به شما نزدیک است صدق می‌کند. پدر و مادر دلسوز هستند اما شاید دلسوزی و راهکارهای آنها مشکل بیشتری برای شما ایجاد کند. می‌توانید یک مشاور ازدواج انتخاب کنید و مشکلاتتان را با او در میان بگذارید.‏

دروغ نهم: دروغ مصلحتی به همسر ایراد ندارد‏
شاید شنیده باشید که می‌گویند دروغ به همسر اگربرای دلخوشی او باشد ایرادی ندارد. اگر با چنین الگویی پیش بروید بنای سستی در خانواده‌تان می‌سازید. هیچ دروغی نمیتواند زندگیتان را بهتر کند. اگر نمی‌توانید پایبند تعهداتتان باشید خود را متعهد نکنید و به همسرتان قول دروغ ندهید. هیچ دروغی سازنده نیست و نمی‌تواند باعث مهر و محبت باشد. دروغ عامل بی‌اعتمادی است. هر وعده‌ای که نتوانید به آن عمل کنید یک دروغ است. هرگز با این تصور که همسرتان وعده‌هایتان را فراموش خواهد کرد به او دروغ نگویید. اگر با این استدلال پیش بروید باید منتظر شنیدن دروغ‌های همسرتان باشید. زندگی زناشویی را با این فرضیات غلط نسازید.

من و شما

 
اول اینکه از استرس هایتان حرف بزنید
یک آدم صبور و دهن‌قرص، گیر بیاورید و کل بدبختی‌ها و جفتکهایی که از "الاغ زندگی" خورده‌اید را با او تقسیم کنید…

بازگو کردن مشکلات، وزن آنها را کم میکند… علاوه بر آن معمولا وقتی سفره دلتان را جلو کسی باز می‌کنید، اوهم سفره خودش را برایتان باز میکند و یحتمل می فهمید که شما در این دنیا، تنها آدم کتک خورده نیستید... و این یعنی آرامش..



دوم اینکه فقط به زمان حال فکر کنید:
گذشته‌تان و آینده‌تان را خیلی جدی نگیرید…
اصلا پاپیچ خرابکاریها و کوتاهی‌هایی که در گذشته در حق خودتان کرده‌اید، نشوید.

همه همینطور بوده‌اند وانگشت فرو کردن در زخمهای قدیمی، هیچ فایده‌ای جز چرکی شدن آنها ندارد.

آینده را هم که رسما باید به هیچ وجه به حساب نیاورید.

ترس از حوادث و رخدادهای احتمالی، حماقت محض است..

فکر هر چیزی، از خود آن چیز معمولا سخت‌تر و دردناک‌تر است…


سوم اینکه به خودتان استراحت بدهید:
حالامی‌گویم استراحت، یکهو فکرتان نرود به سمت یک ماه عشق و حال وسط سواحل هاوایی…! وسط همه گرفتاریها واسترسها و بدبختی‌هاتون...!!!

آدم میتواند خیلی شیک به خود، مرخصی چند ساعته بدهد…

کمی تنهایی، کمی بچگی کردن، یا هر چیز نامتعارفی که شاید دوست داشته باشید…. که کمی از دنیای واقعی دورتان کند و خستگی را بگیرد…

مثل نهنگ‌ها که هر از چندگاهی به بالای آب می‌آیند و نفسی تازه می‌کنند و دوباره به زیر آب برمی‌گردند…

چهارم اینکه تن‌‌تان را بجنبانید
ورزش قاتل استرس است...

لزومی هم ندارد که وقتی می‌گوییم ورزش، خودتان را موظف کنید روزی هزار بار وزنه یک تنی بزنید و بازو دربیاورید…

همچین که یک جفتک چارکش منظم وخفیف در روز داشته باشید، کلی موثر است…

از من به شما نصیحت…


پنجم اینکه واقع‌بین باشید:ما ملت شریف، بیشتر استرسمان بابت چیزهایی است که کنترلی روی آنها نداریم…


ششم اینکه زندگی‌تان، میدان و مسابقه اسب‌دوانی نیست
خودتان را دائم با دیگران مقایسه نکنید… مقایسه کردن و"رقابت‌پیشگی"، استرس‌زا است…

اینکه جاسم فوق‌لیسانس دارد و من ندارم و قاسم لامبورگینی دارد و من ندارم و عبود فلان دارد و من ندارم، شما را دقیقا می‌کند همان اسب مسابقه که همه عمرش را بابت هویج ِ سر چوب، دویده وبه هیچ کجا هم نرسیده…

زندگی مسخره‌تر از چیزی است که شما فکرش رامی‌کنید…

هیچ دونفری لزوما نباید مثل هم باشند…
خودتان باشید…

 

هفتم اینکه از مواجهه با عوامل "ترس‌زا" هراس نداشته باشید:
مثال ساده آن، دندان‌پزشک است…
وقتی دندان خراب دارید، یک کله پیش دکتر بروید و درستش کنید… نه اینکه مثل بز بترسید و یک عمر را از ترس دندان‌پزشک، بادرد آن بسازید و همه لقمه‌هایتان را با یکطرفتان بجوید…

نیم ساعت جنگیدن با درد، بهتر از یک عمر زندگی با ترس درد است…
ترس، استرس می زاید
هشتم اینکه خوب بخورید و بخوابید
آدمی که درست نخوابد و نخورد، مغزش درست کارنمی‌کند…
مغز علیل هم، عادت دارد همه چیز را سخت و مهلک نشان دهد…

آدم وقتی گرسنه و خسته است، یک وزنه یک کیلویی را هم نمی‌تواند بلند کند، چه برسد به یک فکر چند کیلویی…!!


نهم اینکه بخندید:
همه مشکل دارند…
من دارم، شما هم دارید… همه بدبختی داریم، گرفتاری داریم و این موضوع تابع محل جغرافیایی آدمها هم نیست…

یاد بگیرید بخندید… به ریش دنیا و مشکلات بخندید…

به بدبختی‌ها بخندید… به من که دو ساعت صرف نوشتن این موضوع کردم،بخندید…

به خودتان بخندید…:D big grin

دو بار اولش سخت است، اما کم کم عادت میکنید و می‌بینید که رابطه خنده و گرفتاری، مثل رابطه خیار است و سوختگی پوست… درمانش نمی‌کند اما دردش را کم میکند
 

عمه بلقیس


 

عمه بلقیس به همه چیز کار داشت ، به اینکه دختر همسایه تازگی ها زیر ابرویش را برداشته ، به اینکه زن مطلقه ای که طبقه ی دوم زندگی می کرد بعد از نیمه شب برگشته ، به اینکه فلانی توی مهمانی دامن کوتاه پوشیده.  عمه بلقیس زن نجیبی بود و دوست داشت که همه ی دنیا مثل او به مقوله ی نجابت نگاه کنند. هرکس حرکتی می کرد که با عرف و سنت های او نمی خواند عمه بلقیس لبش را  می گزید و روی گونه هایش می زد اما هیچ پاسخ  صریحی برای رد آن نداشت. اگر خیلی به چالش می کشیدی اش و ثابت می کردی که فلان کار آنقدرها هم بد نبوده می گفت: وا خدا مرگم بده ،همسایه ها چی فکر می کنند؟؟؟چون اصولا اینکه بقیه چه فکری می کنند در فرهنگ عمه بلقیسی از اینکه خود آدم چه فکری می کند مهم تر است.

لازم نیست عمه ی کسی باشید تا عمه بلقیس باشید. “عمه بلقیسی” فرهنگ غالب کشور ماست. عمه بلقیس ها همه جا هستند و  به همه چیز کار دارند. به عقاید دیگران، به لباس پوشیدن دیگران، به آدامس خوردن دیگران، به اینکه کی با کی رفت و با کی آمد و با کی خوابید. عمه بلقیس ها  داعیه دار فرهنگ و شرافت و نجابت و همه چیزهای اینجوری هستند و ماموریت دارند مردم را زیر ذره بین بگذارند و نقد و ارشاد کنند. در  فالس نیوز در مورد دست دادن اصغر فرهادی با آنجلینا جولی می نویسند یا در مورد خندیدنش با جودی فاستر. عمه بلقیس ها همه را شکل فاحشه می بینند. اصولا دریچه ی دیدشان از زیپ شلوارشان باز تر نمی شود.هرکس یک کم متفاوت، یک کم شاد، یک کم آزاد، یا ساختار شکن باشد در قاموس عمه بلقیس  فاحشه به شمار می رود. این را هم بگویم که در قاموس عمه بلقیس بقیه بدی ها مثل دزدی، دروغ گویی ، ریاکاری ومهم نیست.  مهم  این است که فاحشه لقب نگیری. و البته آنها در بکار بردن این برچسب امساکی به خرج نمی دهند.

عمه بلقیس ها  مردمان نازنینی هستند گاه،پدر ها و مادرهای ما، دایی و خاله و گاه خود ما هستند. اما باید درک کنند که همه مثل هم نیستند و همه مثل هم فکر نمی کنند، لازم است حد خودشان را بدانند.گاه لازم است در برابرشان ایستاد و در نهایت قاطعیت بهشان گفت: آنچه دیگران با زندگی خودشان می کنند به شما مربوط نیست! چیزهایی وجود دارد که متعلق به حریم خصوصی افراد است.تا وقتی آزادی های آن فرد مانع آزادی و امنیت ما نشده است ما حق مداخله در آن را نداریم.،

 

نوزده ایده جهانی برای ایجاد جاذبه در زندگی زناشویی  

 
 
لطفا اگر تمام یا بخشی از این توصیه ها را قبول دارید آنرا برای دوستانمان ارسال کنیم.
پایه های یک ز
 
ندگی محکمتر شود

با کسانی که با تو بد کردند

مشکلات

زندگی و مرگ

مقررات جدید مجلس برای ‌مهریه‌های بالای ۱۱۰ سکه

قابل توجه زوجهاي عزيز


اخوان ضمن تاکید بر فرهنگسازی برای تعیین مهریه افزود: ارقام نجومی در مورد مهریه مشکلاتی را ایجاد کرده که باید به آن توجه کنیم.

فارس: نمایندگان مجلس مقررات جدیدی برای مهریه‌های بالای 110 سکه تعیین کردند.

نیره اخوان نماینده مردم اصفهان در مجلس شورای اسلامی امروز (سه‌شنبه) در جریان بررسی لایحه حمایت از خانواده پیشنهادی را در مورد مهریه مطرح کرد که بر اساس آن مهریه تا سقف ۱۱۰ سکه بهار آزادی طرح جدید مشمول ماده ۲ قانون محکومیت‌های مالی می‌شود و چنانچه مهریه بالاتر از آن باشد، شرط تمکن زوج موردنظر خواهد بود.

اخوان در پیشنهاد خود گفت:‌ خیلی‌ها به خاطر مهریه‌های سنگین و عدم توانایی پرداخت آن در زندان هستند.

وی با بیان اینکه باید مهریه متعارف باشد، افزود: از آنجایی که مهریه باید با توافق طرفین باشد، نمی‌توانیم برای آن حد بگذاریم و از آنجایی که این بحث ۳ سال است که از سوی ما دنبال می‌شود، پیشنهادی را در این رابطه ارائه دادیم تا برای مهریه سقف گذاشته شود.

نماینده اصفهان ادامه داد:‌ دولت باید در این رابطه اقدامات لازم را به عمل آورد و البته اینکه می‌گویند مهریه را کی داده و کی گرفته درست نیست، چراکه هم می‌دهند و هم می‌گیرند.

اخوان اظهار داشت: پیشنهاد می‌کنیم که هرگاه مهریه تا سقف ۱۱۰ سکه بهار آزادی طرح جدید باشد، وصول آن مشمول ماده ۲ قانون محکومیت‌های مالی شود و چنانچه بالاتر از آن شود، شرط تمکن زوج موردنظر خواهد بود.

اخوان ضمن تاکید بر فرهنگسازی برای تعیین مهریه افزود: ارقام نجومی در مورد مهریه مشکلاتی را ایجاد کرده که باید به آن توجه کنیم.

به گزارش فارس بر اساس ماده ۲ قانون محکومیت‌‌های مالی کسانی که برای پرداخت ۱۱۰ سکه اقدام نکنند، راهی زندان می‌شوند؛ بر این اساس و با توجه به پیشنهاد اخوان افرادی که مهریه آنها تا سقف ۱۱۰ سکه تعیین شود، در صورت عدم توانایی پرداخت به زندان می‌روند ولی افرادی که مهریه آنها بالای ۱۱۰ سکه باشد، با توجه به تمکن مالی در خصوص آنها تصمیم‌گیری می‌شود.

بعد از پیشنهاد اخوان حیدری طی سخنانی با این پیشنهاد مخالفت و بعد از آن هم اقبال محمدی بعنوان موافق صحبت کرد. همچنین نماینده دولت و نماینده کمیسیون نیز با پیشنهاد اخوان موافقت کردند.

در نهایت وکلای ملت با ۱۱۰ رای موافق، ۳۰ رای مخالف و ۲۵ رای ممتنع موافقت خود را با این پیشنهاد اعلام کردند.

مشكلات از اسلام و تشیع نيست، از من و ماست

سیدعلی خمینی: در مکاتب و کشورهای گوناگون می‌بینید، اگر جايي به بن‌بست مي‌خوردند و اگر حكومت‌هايشان به بن‌بست مي‌خورد، آدم‌ها و افراد را عوض مي‌كنند، نه مکتب و ایدئولوژِی را. بايد ما به این بیندیشيم كه چه مي‌شود، هر وقت در جامعه به مشكل خورديم، اول از همه انگشت همه مي‌رود روي اينكه ما بايد ايدئولوژيمان را عوض كنيم. فرزند یادگار گرانقدر امام خمینی (ره) مرحوم حاج سید احمد خمینی که عکس مشهور کودکی‌اش با پدربزرگ، نمایانگر روابط صمیمی امام خمینی در درون خانواده و احترام به کودکان بود، امروز روحانی رشیدی است که اگرچه خود را از سیاست دور نگه داشته اما رفتن و نرفتنش به مراسمی که برداشت‌های سیاسی به دنبال داشت، موضوع رسانه‌ها شد و هر چه می‌گوید، یا حتی نمی‌گوید برای رسانه‌ها و فعالان سیاسی ایران مهم است. به گزارش «تابناک»، سید علی خمینی که در قم به تحصیل و تدریس مشغول است، به شیوه جدش بزرگوارش زندگی ساده‌ای را برگزیده و تلاش دارد با مطالعه اندیشه‌های مطرح در جهان به بازشناسی راه‌های اعتدالی در دنیای افراط زده امروز بپردازد. وی که بر این باور است در مواقع رسیدن به بن بست، نباید به دنبال تغییر ایدئولوژی بود بلکه باید سراغ تغییر افراد برویم چون ممکن است اشکال از افراد باشد نه ایدئولوژی، از نخبگان ایرانی و شیعیان دعوت کرد که بدون ترس به نقد جامعه خود بپردازند تا جامعه به راه درست پیشرفت دست یابد. نوه رهبر فقید انقلاب اسلامی و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در این گفت وگو از نگرانی‌هایش هم می‌گوید؛ نگرانی‌هایی که پیش از این، جدش هشدار داده بود: اگر در زمان شاه در بازار، رشوه و ربا بود، فقط در بازارِ ظلم بود اما امروز اگر در بازار، دزدي و ربا و رشوه باشد، در حكومت اسلامي است و همه به پاي اسلام نوشته مي‌شوند. حجت الاسلام و المسلمین سيدعلي خميني در گفت‌وگو با خبرنگار شفقنا درباره رویارویی فقه شیعه با مسائل دنیای امروز به دو رویکرد افراطی و تفریطی اشاره و بیان می‌کند: راه افراطي همان است که بايد سرتا پا غربي شويم تا به پيشرفت برسيم و باید از آنچه داريم، جدا شويم. این گروه معتقدند مدرن شدن در جوامع سنتي با اعتقادات سنتي مثل ساختن بناي جديد بر پشت‌بام يك خانه خرابه است كه در اثر اين ساخته شدن، هم آن بناي سابق و هم بناي جديد، خراب مي‌شوند لذا بايد سرتاپا غربي شد. البته اين يك ديدگاه بوده كه مسلما با مكتب اسلام و خصوصا ائمه شيعه(ع) مغاير بوده است، زیرا شیعه مدعي گذاره‌هايي است براي نجات بشر در تمام صحنه‌هاي تاريخ. سیدعلی خمینی در ادامه به دیدگاه تفریطی موجود می‌پردازد و می‌گوید: راه تفريط، پس زدن همه مظاهر تمدن و از همهامكانات چشم‌پوشي كردن است. امروزه به بركت انقلاب اسلامی و با گذشت زمان و تغيير فرهنگ، خيلي مسائل براي ما ساده شده است، ولی در گذشته‌اي نه چندان دور، این طور نبوده و حتی ورود بلندگو در جوامع سنتي و روحانيون يك زماني با مشكل روبه‌رو بوده است. اينها كوچكترين مسائل مظاهر تمدني بوده اما نگاه تفريطي در مواجهه با آن، واکنش تقابلی داشته است او با رد این راه‌های افراط و تفریطی، راه میانه و اعتدالی را بین اصول اعتقادی و مظاهر تمدنی پیشنهاد می‌دهد و در ادامه به روش جد خود امام خمینی (ره) اشاره و بیان می‌کند: شاید جمله امام مبنی بر اینکه «ما با سينما مخالف نيستيم، ما با مرکز فحشا مخالفيم»، امروز یک جمله بسیار ساده به نظر برسد؛ اما وقتی به لحاظ تاریخی به موضوع توجه کنیم، متوجه خواهیم شد، این همان راه اعتدالی است، زیرا سینما به عنوان یکی از این مظاهر تمدنی ممکن بود خیلی راحت طرد شود، ولی راه اعتدالی این است که از این وسیله در جهت درست استفاده شود؛ بنابراین، گفته شد، «ما با سينما مخالف نيستيم، ما با مرکز فحشا مخالفيم» و طبیعی است که امروز هم با هر كدام از اين مظاهر تمدني كه در خدمت ظلم و فساد باشد، مخالفيم، ولی اگر همین مظاهر در خدمت عدل و صلاح باشد، با آن موافقيم. انتقاد نوه امام خمینی از رویکردهای تبلیغ دینی که با پیشرفت‌های روز دنیا هماهنگ نیستند نوه امام (ره) با انتقاد از برخی رویکردهای تبلیغ دینی که با مسائل و پیشرفت‌های روز دنیا هماهنگ نیستند، می‌گوید: برخي همه دستاوردهاي بشري را انكار و گمان مي‌كنند كه راه ترويج و تبليغ دين، هماني است كه پانصد سال پيش بوده و راه تبليغ دين را منحصر به منبر و خطابه می‌دانند، در حالی که آن شیوه‌ها در جاي خود موثر است؛ اما چشم‌پوشي از دستاوردهاي تمدن بشر مانند سينما، تلويزيون، سايت و خبرگزاري‌ها در تأثيرگذاري از كار و تبليغ انديشه‌ها، ادامه همان مسير تفريطي است كه همه را پس مي‌زند. او می‌گوید: با توجه به مدرن بودن ابزار مورد استفاده در این نوع تبلیغ و فعالیت رسانه‌ای، اگر گفته شود چنين فعالیتی لازم نیست و دنبال اين روش نيستيم، اين ادامه همان راه تفريطي است؛ بی گمان، ‌روش مورد استفاده در این سایت موثر است و بر تفکرات و زندگي‌ها تأثير مي‌گذارد؛ بنابراین، براي استفاده از مظاهر تمدني كه پس از دوران مدرنيته و مدرنيسم، رشد یافته، راهي جز شناخت درست مدرنيته و مدرنیسم نداریم؛ بنابراین، باید آنچه را از دل اين فرهنگ درمی‌آید، درست شناخته و پس آن را با فرهنگ و اعتقادات خود تطبيق دهيم و از حاصل آن در راستای توسعه عقايدمان استفاده کنیم. سید علی خمینی با اشاره به تاریخچه ظهور مدرنیته در پی اقتضائات، فرهنگ و نياز جامعه غربي در قرن 16 در دو ساحت نوانديشي و نوسازي می‌گوید: با مشكلاتي كه آن زمان جامعه غربي با آن روبه‌رو بوده، به تدریج فرآيندي شكل مي‌گيرد كه از آن به عنوان مدرنيته و مدرن شدن ياد مي‌شود. در بعد معرفت‌شناختي مشاهده می‌شود مدرنیته در اندیشه‌ها و ایدئولوژی‌های پس از خود تأثیر مستقیم گذاشته و به تدریج تفاوت بین مدرنیته و مدرنیسم به رسمیت شناخته می‌شود. او بیان می‌کند: وقتی مدرنيته به ايدئولوژي تبدیل و وارد فرهنگ‌های گوناگون می‌شود، در مواجهه با فرهنگ‌ها به شكل تند خود را نشان داده، به گونه‌ای که صفوفی از نظرات افراطی و تفریطی ایجاد می‌شود. گروهی صددرصد می‌خواهد مدرن شود، پس سر تا پا غربی شدن را چاره کار می‌بیند و گروهی می‌خواهد مظاهر مدرنیته را نادیده بگیرد. وی با اشاره به اینکه مدرنیسم، تنها در رویارویی با اسلام چنین تأثیری نداشته بلکه با هر اندیشه و فرهنگی مواجه شده به دلیل فراهم نبودن مقدمات و زمینه آن، بنیان کن نشان داده، بیان می‌کند: اندیشه مدرنيسم با توجه به زمان و مكان بدون شك در ایجاد نظرات افراطی و تفریطی مقصر بوده، زیرا در رویارویی با دیگر انديشه‌ها و هر فرهنگی بدون اينكه مقدماتش فراهم شده باشد و بدون آنكه شرايط عقيدتي، سياسي و فكري مردمان در آن لحاظ شود، می‌خواهد سريع تأثيرگذار باشد. او با این اعتقاد که همه «ایسم»‌ها به نوعی برخاسته از مدرنیسم است و این نقیصه‌های مدرنیستم بوده که دیگر ایسم‌ها از جمله سوسیالیسم و لیبرالیسم برای پوشش دادن نواقص آن ایجاد شده و در ادامه هر ایسمی در برابر نقص ایسم دیگر ایجاد شده، می‌گوید: هرچند مدرنیسم در زمان خود برای پاسخگویی به پرسش‌های عصر خود و متناسب و متناظر با مشکلات جامعه غربی به وجود آمد، در مواجهه با دیگر فرهنگ‌ها به شکل از بالا به پایین برخورد کرده و به صورت تهاجمی و تند در تلاش برای تغییر فرهنگ‌ها برآمد زیرا تصور بر این بود که فرهنگ‌ها در مقابل مدرنیسم چيزي براي گفتن ندارند. او ادامه می‌دهد: در جریان تقابل فرهنگ‌ها و مدرنیسم و ایسم‌های پس از آن، دیده می‌شود که مردم دورترین نقاط دنیا، وقتی با غربی شدن فرهنگ خود مواجه می‌شوند، به تدریج در برابر این هجوم به فرهنگ‌ها و عقايدیشان مقاومت نشان می‌دهند و باز در برابر نقیصه ای از مدرنيسم، ناسيوناليسم و بازگشت به ميهن‌گرايي و ميهن پرستي پدید می‌آید. او رمانتیسم را در برابر نقیصه عقل گرایی مطلق برآمده از مدرنیسم می‌داند و همچنان ایسم‌های دیگر را تکمیل کننده اندیشه‌های قبلی عنوان و بیان می‌کند: قدرت مدرنيسم و فضاي مدرن اين است كه حذفی برخورد نکرد، بلکه همه دیدگاه‌ها را با وجود تفاوت‌های اساسی با یکدیگر در ظرف مدرنیسم جا داد. در واقع مدرنیسم نسبت به همه ايسم‌ها واحد است و ایسم‌ها از دلش برخاستند و همه اينها در جهان مدرن است. علی خمینی با اشاره به اینکه ناسیونالیسم دغدغه امروز یک ایرانی نیست، چون ایرانی خودش را در هجوم نمي‌بيند، در عین حال یادآوری می‌کند: هرچند دوره ما دوره نژادپرستي و به تعبير امام نژادبازي نيست و در اسلام هم نژادپرستی معنا ندارد و بحث‌هایی از این دست که ما فارس هستيم و شما تركيد يا عربيد، مفهوم ندارد و همه انسان‌ها برابر هستند اما بالاخره وقتي مردمان احساس کنند، به هويت‌شان تهاجم مي‌شود، طبيعتا واکنش نشان مي دهند، همان گونه که از نقص هر ایسمی، ایسمی دیگر پدید آمد. وی با تشریح نحوه شکل‌گیری اندیشه‌ها در برابر یکدیگر و نقش مدرنیسم در شکل‌گیری افکار دنیای امروز بیان می‌کند: ما نمی‌توانيم دنياي پس از مدرنيته را تحليل كنيم و به سمتي حركت كنيم، بدون اينكه مدرنيته و مدرنیسم را بشناسيم و اين موضوع مهمی است. همانطور كه امام (ره) در نامه‌شان به گورباچف گفتند كه شما بايد بیاييد و اسلام را بشناسید زیرا حتي اگر كسي بخواهد با اسلام مقابله كند، باید آن را بشناسد و شما هم بايد اسلام را بشناسيد و بعد بياييد مقابله كنيد. باید اجازه داده شود تا صاحبان تفکر حرف‌هایشان را بیان کنند سید علی خمینی با تأکید بر اینکه «لازم است فلسفه‌هاي غرب خوانده و شناخته شوند» می‌گوید: كسي كه در زمينه علوم انساني كار نكرده، اصلا متوجه نمي‌شود كه علوم انساني چه‌قدر در زندگی امروز تأثير مي‌گذارد. معتقدم تمام جنگ‌ها، سرچشمه‌هاي فكري و نظري و سرچشمه‌هاي معرفت‌شناختي دارد و ما امروزه مي‌خواهيم بياييم از دستاوردهاي اينها استفاده كنيم؛ بنابراین، تا هنگامی که آنها را نشناسيم و تا نواقص آنها را از كساني كه غرب را خوب مي‌شناسند، دریافت نکنیم و تا زمانیکه غرب را نفهميم، باز دچار افراط و تفريط خواهیم شد. او استخراج یک مکتب از دل مکاتب دیگر را در نقایص موجود در مکتب‌ها می‌داند و با بیان اینکه امروز هیچ یک از اندیشمندان جهان، ایده یا اندیشه‌ای را کمال تفکر بشر معرفی نمی‌کنند، بلکه طرفداران هر مکتبی در تلاش برای اصلاح آن اندیشه و مکتب هستند، می‌افزاید: باید اجازه داده شود تا صاحبان تفکر و افراد حرف‌هایشان را بیان کنند و فضا برای اصلاح نظرات فراهم باشد. حجت‌الاسلام سید علی خمینی در ادامه گفت‌وگو با شفقنا، دوری از معنویت را یکی از ضعف‌های مدرنیسم معرفی و می‌گوید: نمي‌خواهم بگویم مدرنيسم، ضددين یا دين ستيز است، زیرا چنین گفته‌هایی را شعاری می‌دانم؛ اما واقعيت این است كه مدرنيسم در رویارویی با مذهب و سنت‌ها، نفي تقدس و نفي قدسي بودن مذهب را در دل خود داشته است. او که نوع رفتار ضد دین برخی مدرن‌ها را به خود مدرنیسم نسبت نمی دهد، بر این باور است که برخی افراد، برداشت‌هایی از مکاتب دارند که ناشی از شناخت نادرست آن است؛ برای نمونه، اگر كسي مكتب تشيع را درست بشناسد، می‌داند که هويت مكتب تشيع با زندگي اجتماعي مردم قرين است و وقتی بشنود که فردی می‌گوید دين براي خانه است، متوجه می‌شود که گوینده اسلام را نشناخته است، چون اسلام، تنها دين درون خانه نيست. وی با تأکید بر اینکه هر افراطی به دنبالش تفریط دارد، طالبانيسم را نتیجه افراط گرایی می‌داند و می‌افزاید: نمي‌گويم طالبان را غرب درست كرده، اما دست کم دیده می‌شود که وجود طالبان به نفع غرب است نه به ضررش؛ اگر بمب هم منفجر کند، باز هم به نفع دنياي مدرن تمام می‌شود. او یادآوری می‌کند، آنچه در برابر برخی نواقص ذاتي مدرنيسم در زمینه نفی تقدس قد علم می‌کند، مكاتب الهي هستند، چرا که در برابر آنچه مدرنیسم می‌گوید، حرف برای گفتن دارند. سید علی خمینی در ادامه به اجتهاد در تشیع و تأثير زمان و مكان در اجتهادی كه حضرت امام (ره) مطرح كردند، اشاره و بیان می‌کند: تشیع و ایرانیان در مواجهه با مدرنیسم نه تنها مرعوب آن نشدند، بلکه هویت شیعی و اسلامی خود را محور قرار دادند و آن فرهنگ بیشتر مردم ایران شد که در شخصیتی به نام امام خمینی تجلی پیدا کرد؛ یعنی این هویت فردی امام نیست که در برابر مدرنیسم قد علم می‌کند، بلکه هویت شیعه و برداشتی به روز و تأثیرگذار از شیعه است که ابزار مدرنیته را می‌گیرد و در تلفیق با فرهنگ غالب به انقلاب اسلامی و تشکیل حکومتی دینی منطبق با دنیای مدرن در قالب جمهوری اسلامی منجر می‌شود. در حالی که همین مدرنیسم وقتی با ایدئولوژی کمونیستی مواجه می‌شود یا آن را نابود و تجزیه می‌کند یا ظاهر و نامی از آن باقی می‌گذارد و اصول آن را ویران می‌کند. او می‌افزاید: دو قيد جمهوريت و اسلاميت که امام (ره) برای تشکیل حکومت تعیین کردند، نشان از رجوع مردم به اسلام بود؛ هرچند مردم ایران هرگز اسلامی از جنس اسلام طالبانی نخواسته و نمی‌خواهند؛ اسلامي كه مردم ایران مي‌خواستند، اسلامي بود در برابر نقصی که سی سال پيش با آن مواجه بودند و مردم می‌خواستند آن را رفع کنند و موفق بودند و امروز هم ما در صورتی که بتوانیم در مواجهه با فرهنگ غرب، نوسازي داشته باشيم و بتوانیم در عالم واقع نه در عالم ذهن، هويت خود را حفظ کنیم، آنگاه موفق خواهیم بود. نوه بنیانگذار جمهور اسلامی ایران در ادامه با بیان نگرانی اش درباره آنچه جدش راجع به آن هشدار داده بود، به شفقنا می‌گوید: امام مي‌گفتند اگر در زمان شاه در بازار رشوه و ربا بود؛ در بازارِ ظلم بود و اگر در بازار، دزدي بود؛ در بازارِ تحت حکومت ظلم، دزدي بود اما امروز اگر در بازار، دزدي و ربا و رشوه باشد، در حكومت اسلامي، ربا مي‌شود و اينها همه به پاي اسلام نوشته مي‌شوند. او در ادامه به جلو بودن مذهب تشیع نسبت به دیگر مذاهب و ادیان در تطابق با مسائل روز و به روز بودن فقه شیعه، اشاره کرده و اجتهاد شیعه در امور جدید دنیای امروز را ویژگی کارآمد آن معرفی و بیان می‌کند: امروز شیعه به ویژه در جامعه ايران و در حكومت جمهوري اسلامي هر چه ‌قدر در زمينه‌هاي فكري، آزادي، استقلال، اقتصاد و... پیشرفت کند. در واقع به همان ميزان مكتب شیعه تقويت شده است و در هر كدام از زمينه‌هاي زندگي بشر با مشكل روبه‌رو شویم، آن موقع كسي نمي‌آيد واقعيت را بگويد كه «اسلام به ذات خود ندارد عیبی، هر عيب که هست از مسلماني ماست». با بستن همه درها، انتقادها از بین نمی‌رود و مشکلات هم رفع نمي‌شود سید علی خمینی در ادامه با یادآوری اینکه ايدئولوژي اگر نتواند يك حكومت را اداره كند، ايدئولوژي نيست، می‌گوید: در مکاتب و کشورهای گوناگون می‌بینید اگر جايي به بن‌بست مي‌خوردند و اگر حكومت‌هايشان به بن‌بست مي‌خورد، آدم‌ها و افراد را عوض مي‌كنند، نه مکتب و ایدئولوژِی را. بايد ما به این فكر كنيم كه چه مي‌شود که هر وقت در جامعه به مشكل خورديم، اول از همه انگشت همه مي‌رود روي اينكه ما بايد ايدئولوژيمان را عوض كنيم؟ خب شايد ما بايد در جاهايي آدم‌هايمان را عوض كنيم و بپذیریم که اشكال از آدم‌هاست؛ آنهايي كه مشكل را در جامعه لمس مي‌كنند، بايد بگويند و از هيچ چيز هم نترسند. نوه بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران با دعوت از نخبگان جامعه برای بیان اشکالات بیان می‌کند: امروز غرب هم همین راه را می‌رود و زمینه انتقاد را باز گذاشته تا مشکلات نمایان و راهکار آن نیز بیان شود، زیرا ثابت شده است که با بستن همه درها، انتقادها از بین نمی‌روند و مشکلات هم رفع نمي‌شوند، بلکه با گفتن همه انتقادهاست که راهی برای رفع مشكلات پیدا می‌شود. او می‌گوید: زمینه باید فراهم باشد تا دیدگاه‌های گوناگون، انتقاد و چراهای خود را مطرح کنند و با هم بحث و جدل داشته باشند و طبیعی است از میان این مباحث است که مردم راه درست را برخواهند گزید. سیدعلی خمینی بر این باور است آنهایی که مشكلات را درك مي‌كنند، بايد بيايند و مطرح کنند و اگر دغدغه دین دارند، بگويند مشكلات موجود، از اسلام و تشیع نيست بلکه از من و ماست. او که معتقد است حکومت دینی می‌تواند کارآمدترین حکومت باشد، به شرطی که مطابق معيارهاي اجتهادي شيعه محقق شود، وجود نقاط ضعف در انواع حکومت‌ها را انکار نمی‌کند و تأکید می‌کند که ما بايد تلاش كنيم مشکلات رفع شوند و خودمان را اصلاح كنيم چون در این صورت زمینه پيشرفت فراهم مي‌شود. نوه امام خمینی در پایان درباره نوع تبلیغ دینی نیز با انتقاد از برخی مبلغان که برای حفظ مخاطب، اسلام را از شکل واقعی خارج و متناسب با ظرف مورد پسند مخاطب، ارائه می‌کنند، یادآوری می‌کند که چنین شیوه‌ای نادرست بوده و راه درست اين است که تبليغ، بيان و صورت كار با توجه به علايق و فهم مخاطب تنظیم شود.

انتخابات مجلس و  شرایط نماینده جهت انتخاب شدن

برای مجلس متخصص لازم است دنبال متخصص بگردید متدین ها را انتخاب کنید متدین که شد آن وقت  انسان احساس خاطر جمعی می کند

مسئولیت پذیری ما!

از زیر بار مسئولیت انسانی; که خدمت‏به حق در صورت خدمت‏به خلق است، شانه خالی مکن که تاخت و تاز شیطان در این میدان کمتر از میدان تاخت و تاز در بین مسئولین و دست‏اندرکاران نیست . و دست و پا برای به دست آوردن مقام هرچه باشد، چه مقام معنوی و چه مادی مزن، به عذر آنکه می‏خواهم به معارف الهی نزدیک شوم یا خدمت‏به عبادالله نمایم که توجه به آن از شیطان است، چه رسد که کوشش برای به دست آوردن آن.

سوالاتی که خدا از ما نخواهد پرسید!!

1- خداوند از تو نخواهد پرسید پوست تو به چه رنگ بود بلکه از تو خواهد پرسید که چگونه انسانی بودی؟ 2- خداوند از تو نخواهد پرسید که چه لباس‌هایی در کمد داشتی بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر لباس پوشاندی؟ 3- خداوند از تو نخواهد پرسید زیربنای خانه ات چندمتر بود بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر در خانه ات خوش آمد گفتی؟ 4- خداوند از تو نخواهد پرسید در چه منطقه ای زندگی می‌کردی بلکه از تو خواهد پرسید چگونه با همسایگانت رفتار کردی؟ 5- خداوند از تو نخواهد پرسید چه تعداد دوست داشتی بلکه از تو خواهد پرسید برای چندنفر دوست و رفیق بودی؟ 6- خداوند از تو نخواهد پرسید میزان درآمد تو چقدر بود بلکه از تو خواهد پرسید آیا فقیری را دستگیری نمودی؟ 7- خداوند از تو نخواهد پرسید عنوان و مقام شغلی تو چه بود بلکه از تو خواهد پرسید آیا سزاوار آن بودی وآن را به بهترین نحو انجام دادی؟ 8- خداوند از تو نخواهد پرسید که چه اتومبیلی سوار می‌شدی بلکه از تو خواهد پرسید که چندنفر را که وسیله نقلیه نداشتند به مقصد رساندی؟ 9- خداوند از تو نخواهد پرسید چرا این قدر طول کشید تا به جست و جوی رستگاری بپردازی بلکه با مهربانی تو را به جای دروازه های جهنم، به عمارت بهشتی خود خواهد برد. 10- خداوند از تو نخواهد پرسید که چرا این مطلب را برای دوستانت نخواندی بلکه خواهد پرسید آیا از خواندن آن برای دیگران در وجدان خود احساس شرمندگی می‌کردی؟

شیشه تنها جسم را نمی پوساند، روح را هم نابود می کند

شیشه، عامل بیماری هایی روانی همه چیز از یک امتحان سخت در مدرسه یا دانشگاه شروع می شود و یا یک آشنای ناباب. وسوسه ها روشن است.اگر شیشه مصرف کنی نیازی به درس خواندن زیاد نیست، گیرایی و هوش با مصرف شیشه بالا می رود، بامصرف شیشه لاغر و خوش اندام می شوی و... غافل از این که این ویران کندده جسم و جان به غیر از تاثیرات لحظه ای که شاید خوش آیند ... همه چیز از یک امتحان سخت در مدرسه یا دانشگاه شروع می شود و یا یک آشنای ناباب. وسوسه ها روشن است.اگر شیشه مصرف کنی نیازی به درس خواندن زیاد نیست، گیرایی و هوش با مصرف شیشه بالا می رود، بامصرف شیشه لاغر و خوش اندام می شوی و... غافل از این که این ویران کندده جسم و جان به غیر از تاثیرات لحظه ای که شاید خوش آیند باشد کم کم انسان را از درون می پوساند و نابود می کند. در باب اعتیاد، یکی از مهمترین معضل های جامعه مصرف محرک های عمومی سیستم اعصاب مرکزی است که جزو خطرناک ترین نوع مواد مخدر هستند. مواد محرک تحریک کننده جسم و مغز هستند و فرد بعد از اینکه محرکی را مصرف می کند فعالیت مغز ،دقت و تمرکزش بالا می رود وبه همین دلیل ازعوارض بعدی آن که بسیار مخرب است غافل می شود.شیشه یکی از پر طرفدارترین و ویران کننده ترین این محرک های مغزی است. متا مفتامین یا شیشه بیشترین مصرف کننده درجهان را دارد و باعث عوارض حاد جسمی می شود. از افزایش ضربان قلب ،افزایش اندازه مردمک چشم ،افزایش حرارات بدن،تنگی تنفس،کاهش اشتها و انقباض مویرگ ها گرفته تا توهم،خستگی ،گیجی و عدم تمرکز همه و همه از عوارض جسمی این ماده مخدر خطرناک است که بین جوانان طرفدار زیادی دارد. حالا اما مدير كل حوزه رياست سازمان پزشكي قانوني كشور در كنفرانس پيامدهاي سوءمصرف موادمخدر و روان‌گردان و پيشگيري از اثرات روانی مصرف شیشه می گوید تا معلوم شود آثار سوء مصرف شیشه تنها بر روی جسم نیست . قدیرزاده در این کنفرانس اعلام کرد: «30 تا 50‌درصد از ظرفيت تخت‌هاي بيمارستان‌هاي رواني به افرادي تعلق دارد كه شيشه مصرف مي‌كنند.» تا یکی از عوارض مصرف شیشه دچار شدن به بیماری های روانی معرفی شود.بیماری هایی که عملا انسان را به موجودی مسخ شده تبدیل می کنند که هیچ هدفی در زندگی ندارد. با توجه به اينكه مصرف مواد روان‌گردان در بين جوانان رو به افزايش است و تخت‌هاي بيمارستان‌هاي رواني توسط اين افراد اشغال شده، قديرزاده علت افزايش مصرف این مواد گفت: «اثرات اين مواد مي‌تواند افزايش انرژي، پرفعاليتي، شادابي، بي‌خوابي، افزايش تمركز و افزايش اعتمادبه‌نفس باشد كه تمام اين موارد، اثراتي است كه افراد 18 تا 25 ساله به دنبال آن هستند و به همين دليل هم به آنها روي مي‌آورند. همچنين به علت اينكه در اوايل شايعاتي مبني بر اعتيادآور نبودن اين مواد وجود داشت، شيوع و مصرف آن در بين افراد بيشتر شد.» به گفته او اين مواد همچنين مي‌تواند ميل جنسي را در بين افراد بيشتر كند، البته به مفهوم دقيق‌تر، موضوع اصلي اين است كه اين افراد مهار جنسي كمتري پيدا مي‌كنند. علاوه بر اين اثرات كه شايد جنبه‌هايي ترغيب‌كننده داشته باشند، اين مواد اثرات ديگري هم دارند. او درباره ديگر اثرات ناشي از مصرف موادمخدر تاکید کرد: «مصرف زياد موادمخدر باعث سوءظن و توهم، خشونت، كاهش شديد قوه حافظه و افسردگي در فرد مي‌شود.» به گفته قديرزاده، هذيان خيانت از جمله آثار مصرف زياد در افراد است به طوري كه شايد با اين توهم همسر يا فرزندان خود را به قتل برسانند. در اين ميان هم برخي وكلا از ابراز اختلالات رفتاري به وجود آمده از مصرف مواد براي تبرئه موكلاني كه شيشه مصرف مي‌كنند، استفاده مي‌كنند، اين در حالي است كه فرد با علم و آگاهي از اين مواد استفاده كرده است. استفاده از موادمخدر و روان‌گردان فقط متعلق به افراد خاص نيست به طوري كه ظفرقندي برخي رقابت‌هاي دانش‌آموزان را هم دليلي براي مصرف اين مواد در بين آنها مي‌داند. او همچنين ادامه داد: «كارگران و حتي بعضي پزشكان هم با علم به اينكه اين ماده خطرناك و مضر است از آن استفاده مي‌كنند.» علاوه بر افرادي كه به مصرف اين مواد روي مي‌آورند، افرادي نيز هستند كه به توليد و توزيع شيشه مي‌پردازند. به عنوان مثال اين افراد مي‌توانند با 10‌ميليون سرمايه، مواد اوليه و مكان مورد نظر را تهيه كنند و‌ميليون‌ها تومان ديگر از اين طريق به دست آورند. به گفته قديرزاده در حال حاضر يك كيلو شيشه، پنج ‌ميليون تومان است و كشور ما بهترين و خالص‌ترين شيشه را توليد مي‌كند. البته بايد به اين موضوع توجه كرد كه خالصيت ماده در اثرات رواني‌ای كه به وجود مي‌آورد، تاثير زيادي دارد. گفتنی است، موادمخدر به دو دسته سنتي و صنعتي تقسيم مي‌شود. در نوع موادمخدر مي‌توان ترياك را سنتي و هرويين را صنعتي ناميد و در مواد توهم‌زا حشيش سنتي و ال.اس.دي صنعتي است كه اين تقسيم‌بندي در مواد روان‌گردان كوكايين سنتي و شيشه صنعتي است. براساس آمارهاي جهاني حشيش با 190‌ميليون نفر مصرف‌كننده رتبه اول را در استفاده از ماده مخدر دارد. بعد از آن آمفتامين‌ها با 53‌ميليون، اكستاسي با 26‌ميليون، ترياك با 22‌ميليون و كوكايين با 19‌ميليون نفر داراي رتبه‌هاي بعدي مصرف موادمخدر در جهان هستند. از طرفی شيشه با موادي ارزان‌قيمت و به طور ساده در آزمايشگاه‌هاي غيرقانوني و زيرزميني تهيه مي‌شود و توليدات آزمايشگاهي اين مواد در آزمايشگاه‌هاي زيرزميني كاهش 50‌درصدي قيمت شيشه را به همراه داشته است و همین امر مصرف آن را بین جوانان بالا می برد. در هر حال باید نسبت این ماده مخرب آگاه سازی کرد و به خانواده ها هشدار داد تا جوانان با وعده و وعید های واهی به ورطه هولناک اعتیاد کشیده نشوند و این وظیفه دولت است که ابازرهای لازم برای اطلاع رسانی و پیشگیری از اعتیاد به مواد روانگردان را فراهم کند.