‎ 


تباه ارتباطي اول:

زنها مثل مادر رفتار مي كنند: زن براي اينكه عشق و محبت خود را به همسر نشان دهد و به او توجه كند مدام به او مي گويد كه " بنزين زدي" " قبض برق را تسويه كردي" يا اينكه براي او تقويم مي شود، مثل " جلسه امروز يادت نره" يا " تلفن به دوستت زدي" و يا سرزنش هاي بچه گانه مثل:" كت بپوش هوا سرده" يا اينه " بلد نيست ميوه بخره من بايد خودم برم" اما مرد دقيقا عكس قضيه را برداشت مي كند.

به او اين القا مي شود كه تو نالايقي و مثل كودك نمي تواني كارهات رو انجام بدي و اينكه او حواس پرت است مثل: " يادت نره زنگ بزني به مادرت بگي نمي توني بري" و مردي كه بي لياقت فرض شود، بي لياقت باقي مي ماند و بعد همه ي رفتارهاي عاطفي او مانند كودكي مي شود كه مي خواهد كسي از او مراقبت كند؛ حتي رابطه جنسي آنها هم به طور كلي متزلزل خواهد شد چون فرزندي با مادر خودش نمي تواند رابطه داشته باشد.

زنها اين رفتار را انجام مي دهند چون الگوي اول آنها مادرشان بوده است و اولين توجه و محبت خود را از مادرش گرفته است.

اما مرد به جاي اينكه زن را همسر، شريك و دوست خوبي بداند، مادر و مراقبت كننده مي داند و بالاخره يك روز مرد مثل فرزند نياز پيدا مي كند كه از مادر خود جدا شود و استقلال پيدا كند.

اشتباه ارتباطي دوم:

زن از خودگذشتگي بسياري از خود نشان مي دهد و از همه چيز خود دست مي كشد؛

خودش دست مي كشد، زيرا همسرش علاقه ندارد خودش را قرباني كند، اما انكار مي كند مثل: " زن دوست و آشنا را ترك مي كند چون همسرش علاقه اي ندارد" اما چرا مرد اين رفتار را به زن القا مي كند، زيرا احساس امنيت نمي كند يا مي خواهد زن را به خود وابسته كند يا نوعي روش اعمال قدرت بر زن است. زن خواسته هاي خود را با عشق عوض مي كند و خودش را به شكلي در مي آورد كه مرد مي خواهد حتي زير تيغ جراحي هم مي رود زيرا ياد گرفته كه خود را قرباني كند و روزي مي رسد كه همه وجود خود را از دست داده است و دچار افسردگي مي شود.

اشتباه ارتباطي سوم:

زن شايستگي هاي خود را پنهان مي كند و دائما خودش را كوچك مي كند مثل مرد: " براي مهماني زحمت كشيدي" زن: "نه يك نوع غذا درست كردم، كاري نكردم" يا اينكه زن: " تو حرف بزن، بهتر از من حرف مي زني" . اما چرا زن ها آن كار را مي كنند. به خاطر اينكه احساس مي كند مرد زن را بيشتر دوست داره يا زن حس مي كنه كه خودپسند جلوه مي كنه. اما عواقب آن: عشق تضعيف مي شود چون زن در مقابل مرد ضعيف جلوه مي كند و باعث مي شود زن عزت نفس خود را از دست دهد و مرد از او دوري مي كند.

اشتباه ارتباطي چهارم:

زن آن قدر به مرد عشق مي ورزد كه مرد ديگر عشق ورزي نمي كند. اگر با اين وجود مرد عاشق باشد، عشق سرويس هايي است كه زن به او مي دهد. زن آنقدر نگران است كه دوست داشته شود غافل از اينكه خود چقدر مرد را دوست دارد. زن خلاء عاطفي خود را با فراموش كردن خودش پرمي كند و به مرد فرصت نمي دهد كه حتي فكر كند كه چه احساسي نسبت به زن دارد و فضايي براي ابراز عشق به مرد نمي دهد. عوارض اين كار، احساس تنفر مرد نسبت به زن و بي توجهي به اوست. در نتيجه يك نمايش يك طرفه براي زن بوجود مي آيد، زيرا مرد ياد نمي گيرد كه مشاركت و سرمايه گذاري عاطفي داشته باشد. چرا زن ها اين كار رانجام مي دهند؟ زيرا احساس مي كنند اگر زياد عشق ورزي كنند، ترك نمي شوند..

يا فكر مي كنند اگرخلاء عاطفي را پرنكند روابط متلاشي مي شود.

اشتباه ارتباطي پنجم:

زن ها تمايل به مردهايي پيدا مي كنند كه حاضر نيستند خود را تغيير دهند، اما زن مي خواهد كه مامور نجات عاطفي مرد شود ولي غافل از اينكه تا مردي خودش نخواهد تغيير پيدا نخواهد كرد. اين زن ها به سراغ اين مردها مي روند تا دوست داشته شوند، مثل زني كه عاشق مردي معتاد مي شود به اميد اينكه مي تواند مرد را نجات دهد و اگر مرد هم تغيير نيابد خود را سرزنش مي كند يا دائما براي كار مرد عذر و بهانه مي آورد كه محيط او يا شرايط او سازگار نبوده يا دائما به خودش اين را القا مي كند كه او نياز به زمان دارد يا اگر احساس گناه دارد كه اگر تركش كنم، او تغيير پيدا نمي كند.