انتقاد كردن و انتقاد پذيرفتن
|
ملا قاطعي كه در درون مردم و در بين مردم وجود دارد و كيفيت ارتباطات او را تعيين مي كند، تصويري از ارزش خود است كه هر كس هميشه با خود دارد. كمال، درستي، مسئوليت، شفقت، عشق و ... همه از فردي تراوش مي كنند كه داراي ارزش خود بالاست. او احساس مي ند كه براي خودش آدمي است و دنيا جاي بهتري است چون او در آن زندگي مي كند و به شايستگي خويش مؤمن است. قادر است از ديگران ياري بطلبد، در عين حال معتقد است كه مي تواند خودش تصميم بگيرد و خود بهترين وسيله را در اختيار دارد. ضمن آن كه به ارزش خود ارج مي نهد، آماده است ارزش ديگران را ببيند و به آن احترام بگذارد و نور اميد و اعتماد بيفشاند و همه چيز را طبق اصول مردمي مي پذيرد. حقيقت اين است كه براي هر كس اوقاتي دست مي دهد كه احساس ميكند بايد دست از هر كاري بكشد. يعني زماني كه احساس خستگي زياد مي كند، يا پشت سر هم بد مي آورد و احساس نا اميدي مي كند، زماني كه مشكلات زندگي بيشتر از آن است كه قادر به تحمل آن باشد. اما افراد سرحال اين گونه احساسات موقتي، احساس كم ارزشي خود (سطح پائين اعتماد به خود) را همانطور كه هستند مي پذيرند. يعني دوره اي بحراني كه مي توانند از آن به كلي بيرون آيند. چيزي كه در آن احساس ناراحتي مي كنند، اما پنهان كردنش هم لازم نيست.اما بسياري از مردم بيشتر زندگي خود را در شرايطي مي گذرانند كه چون احساس كم ارزشي مي كنند، انتظار دارند كه ديگران آنان را بفريبند (با تحسين و تمجيد دروغين يا با فشار بر خود به نحوي كاري كند كه ديگران او را مورد تحسين قرار دهند. مثل خانم خانه داري كه تلاش مي كند مدام منزل به بهترين شكل مرتب باشد، پذيرايي به بهترين شكل صورت گيرد فقط براي اينكه ديگران بدانند او خانم خانه دار و قابل تحسيني است). براي دفاع از خود، خود را پشت ديوار بي اعتمادي مخفي مي كنند. (در موضع سرزنشگر يا سازشكار و يا حسابگر وارد مي شوند.) وحشت ، پيامد طبيعي اينگونه بي اعتمادي است. ترس شما را محدود مي سازد و مانع از آن مي شود كه براي يافتن راههاي تازه براي حل مشكلتان سعي كنيد. در نتيجه موجب رفتاري مي شود كه بيشتر به شكست خود شما مي انجامد.آيا مي توانيد در اين اواخر زماني را به ياد بياوريد كه روحيه شما عالي بوده ؟ سعي كنيد يك بار ديگر به آن زمان بينديشيد و همان احساس را كه در آن زمان داشتيد به خود يادآوري كنيد. چنين احساسي به ارزشمندي خود شباهت دارد. آيا مي توانيد زمان ديگري را به ياد بياوريد كه لغزشي شديد يا خطايي شديد برايتان گران تمام شد؟ بار ديگر با وجود دردناك ... هيچ ژني احساس ارزش را انتقال نمي دهد و بوجود نمي آورد. بلكه چنين احساسي آموخته مي شود و خانواده محلي است كه چنين احساسي را مي آموزاند. طفلي كه چشم به اين مي گشايد به تجربه هايي كه با اطرافيان خود خواهد داشت و پيامي كه ديگران درباره ارزش او به عنوان يك انسان به او مي فرستند متكي خواهد بود. خانواده مهمترين نقش را دارد و نيروهاي خارجي به تقويت احساس با ارزش بودن يا بي ارزش بودن كه او در خانواده پيدا كرده است كمك مي كنند. احساس ارزش داشتن فقط در محيطي مي تواند شكوفا شود كه در آن به تفاوتهاي فردي ارزش داده مي شود. اشتباهات اغماض مي شوند. تبادل نظر آشكار است و قوانين قابل انعطافند. از آنگونه محيطي كه فقط در خانواده اميدوارم اهميت اعتماد به نفس يا ارزشمند دانستن خود برايتان واضح تر شده باشد و سعي كنيد با تكرار مطلبي كه در جلسه گذشته ارائه شد اين امر را كه شما مسئول رفتار، افكار و آرزوهاي خود هستيد به يقين برسانيد. شايد بسياري از موارد را به خاطر آوريد كه در ارتباط با همسر خود خشمگين شده، احساس توهين نموده ايد، گمان كرده ايد به شما بي احترامي شده است. شما ناديده گرفته شده ايد و .... به تمام مواردي كه در شما چنين احساسي بوجود آورده توجه كنيد. فكر مي كنم به اين مسئله رسيديد كه در آن زمان احساس كم ارزشي بر شما غلبه كرده بود. انتقاد را به عنوان توهين يا القاء كم ارزشي خود تلقي نموديد يا در اصل وجود اشكال در كارهاي خود را ناشي از بي كفايتي و كم ارزشي خود دانستيد زيرا معتقديد انسان ارزشمند خطا نمي كند اشتباه سخن نمي گويد انتقادي به او وارد نيست و ... و حال آنكه اين باور غلط ناشي از آن است كه فكر كرده ايم حقيقت است (حدس و گمان خود را عين حقيقت دانسته ايم) تفسير و برداشتي غيرواقعي، كه از مطلق گرايي ما سرچشمه مي گيرد و همين عاملي است كه سبب مي شود احساس كم ارزشي يا بي ارزشي در ما تقويت شود. اين مطلب را بارها شنيده ايد و يا گفتهايد كه انسان جايزالخطاست بله واقعاً همينطور است همه ما خطا مي كنيم اين واقعيتي است كه رخ مي دهد و در عين حال خدشه اي به هستي، شخصيت و تماميت ما وارد نمي سازد. (لطفاً مجدداً متن ارزش خود را بخوانيد) اگر آن را باور كرديد مطمئن مي شويد كه خطا كردن وقتي نمي دانيد يا به قول معروف وقتي سهوي است چيزي از ارزش شما كم نمي كند، بلكه، با برخورد درست مي توانيد از آن استفاده نموده خود را ارزشمندتر سازيد. و حتي اگر عمدي باشد نيز قابل جبران است. چرا از انتقاد ناراحت مي شويم؟ مواردي را كه با انتقاد مواجه شده ايد به خاطر بياوريد، با خود صادق باشيد چرا در مواجهه با انتقاد آشفته شديد؟ البته مطمئناً گاهي انتقاد به جا بوده و گاهي نابجا. اما در هر دو مورد شما برآشفته شديد، چرا؟ به درون خود مراجعه كنيد، فر مي كنم احساس كم ارزشي را در خود بيابيد و در پي آن اين باور غلط را كه من نبايد خطا كنم زيرا ....زير سوال رفته است. با باور اهميت پذيرش خود آنچنانكه هستيم و توجه كردن به جنبه هاي مثبت و تواناييهاي وجوديمان بايد در جستجوي راهي براي تغيير احساس و باور غلط خود باشيم. چگونه با انتقاد برخورد كنيم؟ هر انتقادي يا بجاست و واقعاً ما خطايي مرتكب شده ايم كه فرد را بر آن داشته تا مطلب را به ما گوشزد كند. يا نابجاست و منتقد اشتباه مي كند. در اين واضعيت دو حالت وجود دارد. يا ما احساس مي كنيم كه مخاطب با اين انتقاد نابجا قصد آزار و تحقير ما را دارد و يا احساس مي كنيم متوجه نيست كه انتقادش نابجا و غلط است. اگر قصد داريد نيت و علت انتقاد فرد را دريابيد (مغرضانه يا دوستانه بودن انتقاد) مي توانيد از روش من اينطور استنباط مي كنم آيا درست فهميده ام استفاده كنيد. (در جلسات قبل توضيح داده شد) و اما اگر قصد اين اكتشاف را نداشته باشيد كه در بسياري از موارد در زندگي واقعاً جستجوي آن ضرورتي ندارد و باتوجه به تقويت مثبت گرايي بهتر آن است كه به خود اجازه دهيم كه رفتار مخاطب را بي غرض تفسير كنيم از تكنيك زير استفاده كنيد : تأييد منفي : چگونه مي توانيم به اشتباه صد در صدي كه از ما سر زده و اسباب انتقاد شده جواب دهيم و با اين حال احتراممان را حفظ كنيم؟ براي برخورد درست با اشتباهاتي كه مي كنيد بايد به روشي تجهيز شويد و بدانيد كه اشتباه گناه نيست. و تحت تأثير احساس گناه و اضطراب نه از اشتباه ناكرده عذرخواهيد خواست و نه حالت تدافعي گرفته و اشتباه روي اشتباه مرتكب مي شوديد، لذا قبل از هر كاري بايد بتوانيم هنگام رو به رو شدن با مشكل انتقاد، رفتار كلامي مان را تغيير دهيم تا به دور از آسيب هاي احساسي مواجهه عاقلانه اي داشته باشيم. وقتي با تغيير رفتار احساسمان تغيير كرد تصور تقصير، خود به خود تغيير خواهد كرد. طرز برخورد درست با اشتباه خيلي ساده است اشتباه چيز ديگري نيست آن را به همين شكل بپذيريد به فرض آن كه اشتباهي مي كنيد و با عكس العمل خصمانه اي رو به رو مي شويد، خيلي ساده شكل زير آن را قبول كنيد: حميد: مريم قرار بود ساعت 4 در خانه باشي كه بيمارستان به ملاقات ...... برويم ولي الان ساعت 5 است. باتوجه به جملاتي كه مخاطب از شما مي شنود متوجه خواهد شد كه اگر از در انتقاد برآيد به جايي نمي رسد. توجه داشته باشيد كلام شما بسيار مهم است. به مكالمه زير توجه كنيد: حميد: مريم قرار بود ساعت 4 در خانه باشي كه بيمارستان به ملاقات ...... برويم ولي الان ساعت 5 است. مريم: ................... اين مكالمه معيوب است و نتيجه آن مشاجره و بدخلقي خواهد بود زيرا ما نه تنها اشتباه خود نپذيرفته ايم بلكه با واكنشهاي منفي بي ارزشي نظرات ديگري و انتقاد متقابل به شيوه هاي مستقيم (حالا كه اتفاق مهمي نيفتاده كه انتقاد مي كني) زمينه مكالمه را آلوده نموده ايم و يا احتمالاً غيرمستقيم در خود دچار چنين احساسي شده ايم كه من آدم بي ارزشي هستم ولي تو حق نداري با انتقاد اين امر را به من گوشزد كني. پس با پذيرش انتقاد به همين راحتي هم بر احساس منفي خود هم بر افكار منفي خود غلبه نموده ايم و هم احساس ارزش خود را افزايش داده ايم. سراب دريايي : در رو به رو شدن با انتقاد نابجا، منكر انتقاد نشويد موضع تدافعي نگيريد و انتقاد را با انتقاد متقابل جواب ندهيد بلكه در مواجه شدن با انتقاد نابجا مانند سرابي از دريا رفتار كنيد. از خصوصيات سراب ديدن دريا آنست كه وقتي به درونش نگاه مي كنيد چيزي نمي بيني از ميانش كه مي گذري با مقاومتي رو به رو نمي شوي، سنگي به سويش پرتاب كني، بي مقاومت آن را از خود عبور ميد هد و كمانه اي نمي كند. در برخورد با انتقاد هم مي توانيد سراب دريايي شويد و انتقاد پرتاب شده را از خود عبور دهيد. حميد: مريم ديشب دارويت را نخوردي مريم : آه درست مي گويي فراموش كردم، بايد بيشتر حواسم را جمع مي كردم (تأييد منفي) حميد : تو هميشه در مورد مصرف داور سهل انگاري مي كني (تمايل به انتقادجويي و تحقير كردن) مريم : درسته مثل اينكه سهل انگاري كردم (سراب دريايي) حميد : در همه كارهايت سهل انگاري مي كني فقط همين يكي نيست. مريم : احتمالاً حق با توست در بعضي كارها سهل انگاري مي كنم (سراب دريايي) اگر همسر شما باز هم به انتقاد ادامه داد مطمئن باشيد مشكل از جاي ديگري است و از امر ديگري بسيار آزرده كه اكنون اينچنين واكنش نشان مي دهد، پس با استفاده از شيوه هاي مختلفي كه در جلسات گذشته آموخته ايد در جستجوي عامل برانگيخته شدن وي، همدلي و واكنش مثبت برآئيد تا عوامل فرعي، يا واكنشهاي بي ربط، شما را در دام يك مشاجره و دلخوري احتمالاً طولاني نيندازد و نه شما و نه همسرتان آسيب نبينيد. قطعاً با اجراي اين روش هم به ارزش خود پي مي بريد و به تقويت آن مي پردازيد و هم از توانايي خود در مقابله با امور ناخوشايند آگاه مي شويد و بر نيروي اداره خود مي افزاييد. از التهابات هيجاني دروني كاسته و به آرامشي لذتبخش مي رسيد و از همه مهمتر آنكه به مخاطب خود مي گوئيد من آنقدر ارزشمند هستم كه مي توانم به خوبي و با تسلط كافي بر مسائل فائق آيم و واقعاً شايسته احترام هستم. |
||