برخی حقايق در باره ليبی و قذافی که رسانه های ديگر از انتشار آن خودداری میکنند.

بدون بهره به مردم ليبی وام داده می شود

دانشجويانی که در رشته های تخصصی آموزش می بينند ازدريافت يک دستمزد معمولی بهره می برند تا آموزش آنها تمام شود

اگر کسی قادر نيست کار پيدا کند دولت تمام حقوق اورا تا زمانی که کار ديگری پيدا کند می پردازد (حقوق دوران بيکاری)

آن هنگام که کسی ازدواج میکند زوج بطور مجانی صاحب يک آپارتمان مجانی از سوی دولت می شود.

هرکسی می تواند در هرجای دنيا به تحصيل اشتغال پيدا کند در آنصورت دولت 2500 يورو به اضافه هزينه اتومبيل را به او می دهد

اتومبيل ها به قيمت تمام شده کارخانه فروخته می شوند

ليبی به هيچ کشور يا دستگاهی بدهکار نيست حتا يک سنت. طلبکاری برای ليبی نيست.

آموزش رايگان برای همه شهروندان

25% از جمعيت ليبی دارای تحصيلات دانشگاهی هستند

نان در ليبی پانزده سنت (کمتر از يک چهارم دلار) است

گدا در شهر ها نيست، بی خانمان و کارتن خواب نيست تا زمانی که بمباران های اخير آغاز شد.

بگو چرا آمريکا و ديگر کشور های سرمايه داری ليبی را دوست نمی دارند.

قذافی تمايلی برای دريافت وام از بنياد پولی جهانی يا بانک جهانی که از بهره بالا برخوردار است ندارد. در زبان ساده تر ليبی يک کشور مستقل بود! اين يکی از دلايلی است که جنگ با ليبی آغاز شده است

قذافی ممکن است يک ديکتاتور باشد اما اين مسئله نمی تواند و نبايد مشکل آمريکا ويا کشور های ديگر بحساب آيد

ليبی تنها کشوری است که توليد نفت میکند ولی برای پول آن نه دلار آمريکا و نه يورو را نمی پذيرد بلکه طلا را جايگزين آن کرده است. اين می تواند ديگر کشور های جهان را به ورشکستگی بکشاند زيرا کشور های غربی اغلب ذخيره طلا به اندازه کافی ندارند تا در مقابل پول های بی رويه ای که چاپ میکنند پشتوانه ای باشد

بخاطر داشته باشيد آخرين باری که کسی اين «جرات» را داشت تا چنين درخواست و ادعایی را بکند صدام حسين بود که به کشور های عضو اوپک گفت از پذيرش دلار آمريکا پرهيز کنند. خوب، همه ميدانند چه اتفاقی برای صدام افتاد آری اورا دار زدند